حافظ احساس

گردآورنده :کاترین(کتایون) کُرمی

این کتاب مجموعه ای است گرد آوری شده از متون مدون اشعار حافظ. استخوان بندی اصلی بر اساس حافظ شاملو است. پیوست انتهای کتاب مشتمل بر یکصدو شصت صفحه فرهنگ لغات و اصطلاحات ، که می تواند چراغ کوچکی باشد بر تاریکی هزار توی اشعار . پپدید آورنده در مقدمه توضیح می دهد:

 "حافظ برای همه شعر گفته. شعر او خاص و عام نمی شناسد. چنان ماند که شعر خوان حافظ، پای در وادی معرفت گذاشته و به اندازه خود از دریای آن بهره می گیرد و این نیز از معجزات کتاب اوست که هر کس را به اندازه خود او پاسخگوست. نه بر او فخری از دانائی خود می فروشد، نه او را از خود نا امید از ساده گوئی  باز می گرداند. او را بهر زبان و نیت که بخوانی، بی دریغ است. چرا که شعر او بسیط است  و هر کس خود را در این آئینه صاف، باز می یابد. ایهام گوئی او از درک ساده شعرش نخواهد کاست. ایهام شعر او کوچه پس کوچه های کنجکاوی بعد از وصول به خانه است، نه قبل از آن که رسیدن به خانه را سخت یا غیر ممکن کند. خانه را که یافتی ، مکان استراحت  توست و اگر دلت خواست به اندازه کنجکاوی و دانائیت به کوچه پس کوچه های پشت آن سرک خواهی کشید و مطمئن هستی که این پیچ و خم ها را انتهایی نیست و تا بی نهایت دانائی، عرفان بشری  ادامه خواهد یافت."

و پدید آورنده در انتها گزارشی  بر نحوه کارخود می دهد:

" و امّا انتخاب اشعار برخاسته از کتب و انتشارات عزیزان علم و ادب فارسی بوده است. کتاب زنده نام شاملو، هنرمندی که زندگی  بی شباهت به حافظ نداشت، دستمایۀ اصلی بوده و معانی و تعابیر مستقیماً و گاه با اندکی تغییر از کتاب "حافظ نامه"  استاد بهاءالدین خرّم شاهی، شرح سودی، شرح غزلهای حافظ دکتر حسین علی هروی و حافظ پژمان بختیاری برداشت شده و با "دیوان حافظ" استاد محمد رضا برزگر خالقی، مقابله ای بوده بالاخره با خاطر مجموع استاد ادیب، تا حد امکان همساز و دمساز شده و معانی و تعابیر نیز به صورت تطبیقی و انتخاب آزاد ازآن ها و استفاده از لغتنامه معین و عمیدو ... بوده است و به هر صورت:

             شرح مجموعۀ گل، مرغ سحر داند و بس،     که نه هر کو ورقی خواند، معانی داند

با عذر خواهی فراوان از این اساتید ادب و عرفان، شعرها را به گونه ای خوانده ام که درک ساده من از آن برداشت داشته. به زبانی ساده تر و امروزی که بعضاً شرائط و اصلوب ادبی را دورزده است. بر من خواهید بخشید که در بارگاه حافظ حق من همان شبان بدوی هستم و به زبان خویش سخن می گویم و اورا می خوانم و بر من عقوبتی نیست، چرا که او مرا خواهد بخشید و شما نیز ، امیدوارم."

 

برو بالا